بوش های بازوی کنترلی دو وظیفه اساسی را در چارچوب سیستم تعلیق خودروهای امروزی انجام می دهند. علاوه بر هدف شناخته شده آنها به عنوان دمپرهای ارتعاش، آنها اجزای محوری حاکم بر پارامترهای کنترل سینماتیک سیستم تعلیق هستند که حرکت چرخ را در رابطه با شاسی در هنگام استرس بررسی می کند. در پیکربندیهای پیشرفته مانند تعلیقهای چند پیوندی یا دوشاخهای، سفتی شعاعی و محوری مرتبط با هر بوش تأثیر مستقیمی بر مسیر بیدرنگ تایر در مورد بدنه خودرو دارد. راهحلهای مهندسی شده مانند VDI Control Arm Bushing 1K0505555، هم طراحی دقیق و هم N2 کنترلی برتر را ارائه میکنند. عملکرد
مفهوم مرکز آنی (IC) در این زمینه بسیار مهم است. IC یک نقطه محوری تصور شده را نشان می دهد که بازوی کنترل در هر لحظه از زمان به اطراف می چرخد. تغییرات جزئی در بوش، حتی به اندازه چند دهم میلی متر، پتانسیل تغییر این نقطه محوری را دارد. تغییر در موقعیت IC الگوهای سینماتیکی تعلیق را تغییر میدهد، بهویژه بر افزایش کامبر (تغییر زاویه کمبر برای هر واحد حرکت تعلیق) و تغییر انگشتان پا (تغییر زاویه انگشت پا) تأثیر میگذارد. به عنوان مثال، در موقعیتهای فشردهسازی (برآمدگی)، یک بوش خوب کالیبرهشده، افزایش کمبر منفی برنامهریزیشده را تسهیل میکند، منطقه تماس تایر را در چرخ بیرونی افزایش میدهد و کشش در پیچها را افزایش میدهد. در مرحله برگشت، همان بوشینگ باید حرکت انگشتان پا را کاهش دهد تا دینامیک فرمان خنثی حفظ شود و از واکنش های نامطلوب خود فرمان جلوگیری کند.
مهندسان این سطح از دقت را با تنظیم دقیق مشخصات سختی هر بوش در سراسر سیستم تعلیق به دست می آورند. سفتی شعاعی، که در زاویه قائم نسبت به محور بوش قرار دارد، معمولاً برای مقابله با نیروهای جانبی که هنگام پیچیدن با آن مواجه میشوند، بیشتر است. در مقابل، سختی محوری، که در امتداد محور بوش قرار دارد، کاهش می یابد تا انعطاف پذیری عمودی را فراهم کند. این تنظیم دقیق تضمین میکند که وقتی سیستم تعلیق فشرده میشود، چرخ بیرونی برای بهبود چسبندگی خمیدگی منفی ایجاد میکند، در حالی که چرخ داخلی از خمیدگی بیش از حد مثبت جلوگیری میکند که میتواند کشش را کاهش دهد. با برگشتن به سیستم، به پیکربندی تقریباً خنثی باز می گردد تا از فرمان ضربه گیر جلوگیری کند - یک واکنش نامطلوب به سمت داخل یا انگشت پا به بیرون نسبت به بی نظمی های جاده که می تواند منجر به یک تجربه رانندگی هیجانی یا غیرقابل پیش بینی شود.
تخصیص سختی بین محورهای جلو و عقب، و همچنین بین سمت چپ و راست، یک عنصر حیاتی است که بر پایداری هندسی دینامیکی یک وسیله نقلیه تأثیر می گذارد. سطوح سفتی ناسازگار در بوش ها می تواند منجر به تغییرات ناخواسته در ارتفاع مرکز رول، هندسه ضد شیرجه و ضد اسکوات یا ویژگی های فرمان آکرمن شود. در نتیجه، توزیع سختی بوش به یک ملاحظات اساسی در طراحی تعلیق تبدیل شده است، که اغلب از طریق شبیهسازیهای کامپیوتری، از جمله نرمافزار دینامیک چند بدنه، بهینهسازی میشود، و قبل از توسعه نمونههای اولیه، روی دکلهای تست سینماتیک اعتبارسنجی میشود.
در خودروهای با کارایی بالا و لوکس، چنین کنترل سینماتیکی دقیقی به مهندسان اجازه میدهد تا تعادلی بین راحتی سواری و هندلینگ دقیق برقرار کنند... برای کاربردهایی که به وفاداری و دوام سینماتیکی در سطح OEM نیاز دارند - مانند مواردی که توسط VDI Control Arm Bushing 1K0505553 اشاره شده است - این دقت غیرفعال برای حفظ یکپارچگی شرایط متنوع جادهها بسیار مهم است.